تبليغاتX
مهندسی صنایع دانشگاه آزاد کرمانشاه

امروز سر ظهر ما فرهنگیان فاز ۲ بودیم (بماند که چیکارمی کردیم)که ناگهان با صحنه جالبی برخورد کردیم پژو 206 اطلسی را دیدیم که یک دختر و پسر جلو ودخترو پسر دیگه ای هم عقب نشسته بودند اما جالب این بود که دختری که جلو نشسته بود یکی از دخترای کلاس بود که خودش میدونه البته خیلی سعی کرد نبینیمش اما نتونست از چشمان تیز چنگال ما فرار کند.

+ نوشته شده توسط گلابی ها در سه شنبه 24 آبان1384 و ساعت 16:49 |

با سلام دوباره این بار می خوام در مورد استاد درس طرحریزی براتون بنویسم این استاد هر هفته حدود ۱۵ دقیقه دیر سره کلاس می اومد تا اینکه هفته قبل حدود ۳۵ دقیقه تاخیر داشت ما هم همگی به نشانه اعتراض سر کلاس حاضر نشدیم اما به محض اینکه استاد رفت سره کلاس همه دخترا بجز دوتاشون که دمشون خیلی گرم رفتن سره کلاس حالا این به کنار وقتی که رفتن سره کلاس به استاد گفتن ما به پسرا گفتیم بیان ولی اونا نیومدن.واقعا نامردن.

+ نوشته شده توسط گلابی ها در سه شنبه 24 آبان1384 و ساعت 16:37 |

با سلام دوباره امروز از طریق منابع موثق خبری مطلع شدم که پدر یکی از دخترای با کلاس گروه راننده خاوره این خبر خوش رو من برای کسانی می نویسم که اخیرا قصد اسباب کشی دارند چون می تونن از تخفیف ویژه برخوردار شوند از قدیم هم گفتن چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است

+ نوشته شده توسط گلابی ها در جمعه 20 آبان1384 و ساعت 14:23 |

با سلام خدمت دوستان عزیز چند روز پیش خبری رو شنیدم که خیلی ناراحت شدم یکی از بهترین اساتید گروه صنایع به نام آقای مجاهدپور بر اثر سکته قلبی در گذشت این رو زمانی متوجه شدیم که چند نفر از بچه های کلاس برای دیدن آقای مجاهدپور به شهرک صنعتی رفته بودند اما به محض رسیدن به درب ورودی شهرک شکه شدند و خشکشان زد زیرا با پلاکاردهای تسلیت روبرو شدند که مربوط به آقای مجاهدپور بود.البته شاید بعضی از بچه های کلاس(دخترها)از این اتفاق ناراحت نشده باشند چون سر کلاس با استاد کلکل داشتند(البته به دلایلی که در قسمت پشت پرده اشاره کردم از ذکر اسامی خودداری می کنم)خلاصه واقعا حیف شد.خدا رحمتش کنه.

+ نوشته شده توسط گلابی ها در چهارشنبه 11 آبان1384 و ساعت 22:21 |

این انجمن علمی هم معضلی شده اولش به نظر طرح جالبی بود ولی بعد افتاد مشکل ها یه بار سره رییس انجمن بحث بود بعدش بحث بر سر این ۲۰۰۰ تومنی بود که می گرفتن ولی همه ی اینها حل شد اما امروز چیزی شنیدم که واقا ناراحت شدم.دیوار بی اعتمادی تا چه حد.حتما می پرسید چی شده جونم براتون بگه یکی از دخترای کلاس که به تیله معروفه رفته به رییس کل انجمن های علمی دانشگاه گفته:"ما به پسرای کلاس اعتماد نداریم لطفا فایلها و فرم هایی که پر کردیم ازفایل پسرها جدا کنید و به اونا نشون ندید"آخه شما تو نظراتتون بگید که با این تیله باید چیکار کرد باز خدا پدر رییس انجمنو بیامورزه که اینجوری جوابشو داده:"خانوم بفرما بیرون و برو اول مشکلاتتونو با پسرا حل کنید بعد بیاید انجمن تشکیل بدید"

+ نوشته شده توسط گلابی ها در جمعه 6 آبان1384 و ساعت 20:44 |
bazdid konandegan