تبليغاتX
مهندسی صنایع دانشگاه آزاد کرمانشاه

با عرض سلام و تبریک فرارسیدن سال ۱۳۸۵ امیدوارم که سال خوب و پر فروغ برای همتون و خانواده های محترمتون و گروه صنایع و مخصوصا گروه گلابی ها باشد و آرزوی موفقیت براتون داریم.امسال سال سگه پس بیاید به هم وفاداری رو نشون بدیم .دیگه خسته شدم اینقد شخصیت از خودم در وکردم .درضمن وبلاگ تا ۱۴ فروردین آپدیت نمیشه(به علت مسافرت)تعطیلات خوبی داشته باشید.نظر یادتون نره. .

+ نوشته شده توسط گلابی ها در دوشنبه 29 اسفند1384 و ساعت 23:31 |

بعد از اون همه کش و قوس ها و جریانات انجمن علمی گروه صنایع شکل گرفت و روز پنجشنبه ۱۸/۱۲/۸۵ اولین همایش گروه صنایع تشکیل شد این همایش به چند بخش تقسیم شد که با سخنرانی مهندس نصیری پور و مهندس امیری و مهندس جسری شروع شد با پذیرایی ادامه یافت و با برگزاری جلسه پرسش و پاسخ از مهندسین مذکور پایان یافت در این جلسه نکات جالب و دیدنی هم قابل مشاهده بود:

۱- در این جلسه و در زمان سخنرانی اساتید و مهندسین گروه سکوت و نظم بر قرار نبود به طوری که مجری برنامه(آقای عیوضی) و آقای امیری و مخصوصا خانوم جسری که عصبانی هم شده بود بارها از حضار تقاضا کردند که سکوت را رعایت کنند.

۲- سخنرانان به مسایلی که اصلا سنخیتی با موضوع همایش نداشت حوصله حاضرین را سر برده بودند(مثل اینکه تریبون همایش را با کلاس درس اشتباه گرفته بودند).

۳- مهندس نصیری پور از طنز و تکیه کلام های رییس جمهور محبوب در سخنان خود استفاده می کرد.

۴- مدیر گروه در حضور اساتید گروه از ضعف اساتید سخن می گفت.

۵- پذیرایی هم خیلی خشک و خالی بود و نمی گذاشتند هر کس یکی بیشتر برداره.بد شانسی ماست دیگه , اگه این دانمارک عوضی این کاریکاتورها رو نمی کشید الان به جای شیرینی نارگیلی , شیرینی دانمارکی می خوردیم

۶- برداشت دیگری که از سخنان نصیری پور می شد  این بود که اولا ایشان یه روز در میان جوانشیره و ثانیا از جیب خودشم برای دانشگاه مایه میذاره چون قراره برای تابلو اعلانات گروه قفل بخره.

۷- و مهمترین و آخرین نتیجه ای که از این همایش می توان گرفت این بود که ورودی های ۸۲ بدبخت و بیسواد شدن بخاطر ورودی های ۸۳ و ۸۴.   

 

+ نوشته شده توسط گلابی ها در یکشنبه 21 اسفند1384 و ساعت 0:10 |

حتما شما ماجرای دو کاج را که در کتاب های درسی دوره ابتدایی بود به یاد دارید چند روزی که ما این داستان برامون تداعی میشه بعضی از دختر های کلاس که مدتها با هم دوست بودند و همه به دوستی که میانشون وجود داشت حسرت میخوردند اما اخیرا این طور به نظر میرسه که بینشون شکراب شده . ما که واقعا از این قضیه ناراحت شدیم و خواستیم که کار مثبتی در وبلاگ انجام داده باشیم به همین دلیل تصمیم گرفتیم این ماجرا رو تو وبلاگ بنویسیم و از اونا بخوایم که دوباره به دوستیشون ادامه بدن و کدورت ها رو کنار بذارن . اخه حیف نیست که جوانیمون رو با کدورت و دلخوری سپری کنیم.

+ نوشته شده توسط گلابی ها در دوشنبه 15 اسفند1384 و ساعت 23:9 |

مدتی بود که در نظرات خود خواستار آپدیت کردن وبلاگ بودید,از انجایی که ما به نظر شما احترام می گذاریم یکی از اتفاقات جالب توجه را که برای یکی از بچه های گروه صنایع رخ داد را برای شما تعریف میکنم ماجرا از این قرار بود که این پسر از طریق یکی از گلابی ها با دختری آشنا شد که در تیغ زدن پسرها استاد بود این شخص که به خیال خودش میخواست از طریق این دختر خانوم اطلاعاتی ذی قیمتی در مورد دختر دیگری به دست آورد تا جایی که ما خبر داریم حدود ۲۰۰۰۰ تومان پیتزا برای این دختر خرید و ۸۰۰۰۰ تومان پول دستی به عنوان قرض به این دختر زرنگ قرض داد غافل از اینکه از روز بعدش دیگه خانومو نمیبینه و از انجایی که آدرس و شماره تلفنی ازش نداشت دستش به جایی نرسید تا درسی باشد برای آیندگان.شما میتوانید در نظرات خود نظر خود را راجع به این قضیه بیان کنید البته شاید بعضی از شما ها که باهوش تر هستید بدونید که منظورم کیه.

+ نوشته شده توسط گلابی ها در دوشنبه 1 اسفند1384 و ساعت 21:1 |
bazdid konandegan